# جلسات روند انستیتو

تاریخ: دوشنبه ۲۱ اردیبهشت

شروع قانونی روند:
نامه پوشش از خانم اکبری گرفتم و رفتم دفترخدمات قضایی دادخواست تطبیق جنسیت دادم.
ابلاغیه که اومد پرینتش کردم و بردم دادگاه خانواده کرج شعبه (۴) ۱۹ سابق ، همه باهام برخورد موجهی داشتن و قاضی نامه داد برای پزشکی قانونی، پزشکی قانونی هم برخورد موجهی داشتن و نامه دادن برای انستیتو.

گوشواره حلقه ای طلایی گوشم بود، موها معمولی و تا گوشم بود، یک شلوار جین آبی و یک هودی یاسی بلند پوشیده بودم، لاک یاسی زده بودم، جوراب خاکستری و کفش پارچه ای مشکی داشتم و صورت و بدنم شیو بود. یک دستبند سنگی سرمه ای و یک رینگ نگین دار بنفش دخترونه داشتم. یک کیف دوشی پارچه ای برزنتی مشکی و دفترچه و خودکار همراهم بود.

ایشون گفت سلام من دکتر درخشان نیا هستم ما طی یه سال باید یه روند ارزیابی باهم انجام بدیم که باهاش آشنایی و غیره...
شروع کرد سوال پرسیدن

- تا حالا بابت ارزشیابی پیش دکتری رفتی؟
+ برای ارزشیابی اصلی نه ولی برای ارزشیابی اولیه پیش دکتر اکبری رفته بودم.
- چند وقت؟
+ نمیدونم دقیق یادم نیست چند مدت طول کشید ولی تقریبا ۶ ۷ جلسه

- تا حالا سابقه مشکل اعصاب و روان داشتن خانوادت؟
+ نه

- تا حالا بابت مشکلات اعصاب و روان به دکتری مراجعه کردی و چیزی تجویز کرده باشه؟
+ نه

- مشکل تنفسی داری؟ مثل آسم...
+ آسم و مشکل های تنفسی عصبی نه ولی یکم ریه ام ضعیفه و تنگی نفس دارم، اسپری اورژانسی سالبوتامول مصرف میکنم.
- اوکیه

- چی کار میکنی؟
+ من برنامه نویسم، متخصص کامپیوتر، قبلا آشپزی هم میکردم توی رستوران

آزمایش هورمون و کاریوتایپ رو دادم بهش به همراه نسخه هورمون تراپیم

+ گفتم ایینارو بیارم ببینید، اگه صلاح میدونین دوباره آزمایش بدم؟
- نیاز نیست
- هورمون مصرف میکنی؟
+ بله
- چند وقته؟
+ خیلی وقت نیست، یکی دو ماهه

- ولی هیکلت خیلی زنانس، اسکلت بندی لگنت، فرم پاهات و رون پاهات و ...
- این هورمونی نیست... از ژنته...
+ آمم، مرسی

- سوالی نداری؟
+ نه، خواستم بپرسم شما نامه پوشش یا هورمون و اینها میدین؟
- نه چون اونا به منظله تایید نهایی منه، تا وقتی ارزیابی تموم نشده که نمیتونم بدم، غیر قانونیه اگه بقیه میدن

+ این تابلو پروانه رو دیوار چقدر قشنگه!
- نماد شماهاس دیگه، که میخواید به اون جسمی که میخواید برسید.. :)

خداحافظی کردیم و تشکر کردم و رفتم.

تاریخ: یکشنبه ۳ خرداد

گوشواره حلقه ای طلایی گوشم بود، موها معمولی و تا گوشام بود، یک شلوار جین آبی و یک مانتو جلوباز بنفش تیره بلند که زیرشم یه تیشرت طوسی دخترونه با طرح گیاه فکر کنم پوشیده بودم، لاک یاسی کدر زده بودم(با قبلی فرق داره)، جوراب سفید و کفش پارچه ای مشکی داشتم و صورت و بدنم شیو بود. اکسسوری نداشتم این جلسه، یک کیف دوشی زنونه سرمه ای ای و دفترچه و خودکار همراهم بود.

دم ساختمون همزمان رسیدیم، من سرم پایین بود، تو اسانسور هم باهم بودیم بعدش ایشون رفت تو اتاقش منم نشستم تو نوبت تا رفتم داخل

- سلام، این جلسه اولمون باهم حساب میشه و باید یکسال ارزیابی طی کنی و حرفای تکراری...

- چرا منو بیرون مطب دیدی چیزی نگفتی؟
- اولش سرم پایین بود ندیدمتون بعدشم خجالت کشیدم، ببخشید

- چه بینی خوش فرم و زیبایی داری
+ مرسیی، نظر لطفتونه

- از کی حس کردی این ترنس بودنو متفاوت بودنو؟
+ از ابتدای همون کودکی خودم حس میکردم

(یهو جوری برخورد کرد انگار میخواد هم بحث عوض شه هم جدی تر بنظر بیاد)

- کنکورتو دادی؟
+ بخاطر جنگ عقب افتاده، باید بدم

- خانواده میدونن داری روندتو طی میکنی؟
+ بله
- نظرشون چیه؟
+ همراه نیستن اصلا تو این مسیر ولی گفتن از بعد مجوز گرفتن دیگه کاریم ندارن

(تند تند سوال میپرسید به محض تموم شدن حرفم که اصلا فرصت فکر کردن نده)
- گفته بودی کار میکنی؟
+ آره برنامه نویسم
+ مستقلم به لحاظ مالی
- جدا زندگی میکنی الان؟
+ جدا بودم ولی بخاطر این شرایط جنگ یکم کارا بهم ریخت موقتا برگشتم، قصد دارم دوباره جدا بشم
- توی کرج الان خونه داری؟
+ نه، ولی میخوام اونجا بگیرم
- خونه خانواده الان کجاست؟ اونا کدوم شهر زندگی میکنن؟
+ تهران
- سعی کن خانوادتو همراه کنی بیاری چون اگه نیان کلا پروندت اعتبارشو تو کمیسیون از دست میده ممکنه ردت کنن
+ اونا نمیان، بر فرض محالم اگه بیان یا دعوا راه میندازن یا خیلی شخیص و مواقر میشینن بهتون دروغ میگن راجب همه چیز، از بچگی تا حالا، هرچیزی که فکر کنن دروغ گفتنش روندو خراب میکنه
- دیگه مشکل خودته، اگه بیان و دروغ بگن بهتر از اینه که بنویسم نیومدن حتی
+ بیان دروغ بگن چی میشه؟
- اگه حرفاتون خیلی تضاد باشه یا رد میشه ییا بازدرمانی میخوره

+ خب شما میگین من چیکار کنم؟
(اینجا انگار خواست دوباره کرکتر مهربون بگیره به خودش)
- نگران نباش حالا، تا جلسه پنجم ببینیم چی میشه، شاید یهو درست شدن

(مشخص بود ناراحت بنظر میرسه چشمام ولی چهرم و خودم نه)
+ کمیسیون و دادگاه میتونن از پرونده اوژانس اجتماعی استعلام بگیرن؟
- آره میتونن اگه بخوان، چطور؟
+ یکم ساکت موندم، گفتم:هیچی... آخه توی اون نوشته که من جدا بودم و کار و خونه داشتم...
+ سنده که تو جامعه از پس خودم بر میام

- نه حالا اینا معیار نیست، تو سعی کن با خانوادت صحبت کنی بازم
+ چشم، من همیشه سعی میکنم باهاشون صحبت کنم که شاید درست بشن :)

- یه تستی واست نوشتم برو انجام بده، جلسه بعد میبینمت

تشکر کردم و خداحافظی، رفتم طبقه بالا یه تست MMPI2 دادم

بعدش زنگ زدم به خانم اکبری نشستم تعریف کردم، گفت نه نگران نباش چیزی نمیشه،
صرفا خواسته یه دستی بزنه که هم خودت یکم رو خانوادت کار کنی ببینی نرم میشن یا نه
هم از زیر زبونت راجب خانواده حرف بکشه هم ببینه اگه بترسونتت الکی بگه رد میشی و نمیدن جا میزنی یا نه، تو اصلا نگران این چیزا نباش

تاریخ: یکشنبه ۳۱ خرداد

گوشواره طرح پروانه نقره ای گوشم بود، موها معمولی و کمی پف کرده، عینکم هم زده بودم اینبار، یک شلوار بگ آبی و یک شومیز کرمی (شبیه پیراهن) پوشیده بودم، لاک یاسی کدر زده بودم، جوراب صورتی و کفش پارچه ای مشکی داشتم (دخترونه نیست) و صورت و بدنم شیو بود. یه انگشتر با نگین قلب بنفش دستم بود، کیف هم نداشتم.

- مصمم ای این مسیر رو ادامه بدی؟ خسته نشدی؟
+ آره، اصلا
- شکی نداری راجب درستی این مسیر؟ دچار تردید نشدی؟
+ نه، اگه شکی هم بوده تا الان برطرف شده
- پشیمون نمیشی؟
+ نه
- از کجا مطمئنی؟
+ خب باهم این مسیر پیش میریم شما به اطمینان برسید منم به خودشناسی بیشتر

- اولین بار کی متوجه شدی که با پسر بودن راحت نیستی یا دلت نمیخواد پسر باشی؟
+ سن دقیق یادم نیست ولی یادمه خیلی بچه بودم و از همون اول حس میکردم یچیزی درست نیست، یه تفاوتی هست توی من که نمیفهمیدمش
- کی آگاه شدی باشه؟
+ از چهار پنج سالگی چون از همون سن کم کتابخونه میرفتم
+ به جنسیت و دختر پسری آگاه بودی اون موقع؟ ـ بله
- به چه چیزی بیشتر حساس بودی؟
+ هم خطاب شدنه هم بیشتر اندامم
+ هم یچیزی که از بچگی و قبل اینکه بدونم چیه عموما موقع معرفی خودم میگفتم این بود که مثلا از من میپرسیدن اسمت چیه؟ کی ای؟ اذییت بودم، با اکراه مثلا میگفتم تو شناسنامه اینه
- راجب بازی های بچگیت بگو، چه فرقی داشت
+ با خواهرکوچیکم عروسک بازی میکردیم، بافتنی میبافتم، بیشتر تایمم کتاب میخوندم
+ یا مثلا اگه عروسک پسری واسم میخریدن با خیاطی دخترش میکردم
- تو بچگی دوست داشتی لباس دخترونه بپوشی؟
+ آرهه ولی خب اصلا شرایطش نبود :(
- لاک زدن چی؟ آرایش بکنی؟
+ آره ولی میترسیدم به پوستم آسیب بزنه
- یعنی دوست داشتی ولی میترسیدی به پوستت آسیب بزنه؟
+ آره، بنظم روتین داشتن خیلی مفیدتره تا میکاپ کردن
- از ۶-۷ سالگی تا حالا شده این حس رفع بشه؟ همیشه باهات بوده؟
+ آره همیشه بوده ولی یه چند سال هم خودم داشتم سعی میکردم ببینم میتونم خودمو عوض کنم یا نه ولی خب نشد و خیلییی اذیت شدم
- اون سال‌ها داشتی تحمل میکردی یا بیخیال شده بودی حسش رفته بود؟
+ اصلا حسی نرفته بود، داشتم سعی میکردم ببینم میتونم خودمو سرکوب کنم یا نه
- از کی لباسات اینطور نیمه دخترونه نیمه پسرونس؟
+ از همون بچگی، از لباس مردونه خوشم نمیومد، سعی میکردم بیشتر اسپورت باشه
- تا حالا لباس مردونه کامل، کت شلوار و اینا پوشیدی ببینی چه حسی داری؟
+ آره خوشم نیومد
- تا حالا به خواست خودت پوشیدی؟ خودت بخوای بپوشی؟
+ نه، هرموقع هم که پوشیده بودم مجبوری بود مثل فرم مدرسه یا توی عروسیا
- برا خودت اسم انتخاب کردی؟
+ آره، ماهور
- اسم پسره یا دختره؟
+ یونی‌سکسه ولی خب من اصالتا مازنیم و اون سمت بیشتر دخترا این اسمو دارن
+ تا اخیرا فکر میکردم فقط اسم دختره، نمیدونستم یونی‌سکسه
- آزمایش هورمونیی کرموزومی دادی؟
+ آره، همون جلسه اول دادم بهتون
- با دختر تا حالا رابطه داشتی؟ دوستی عاطفی چی؟
+ نه، خوشم نمیاد
- با پسر چی؟
+ کلا اینطورم که پسرا جنس مخالف خودم میبینم، شده دوست شده باشم ولی پارتنر و اینا نه
- تا حالا سکس داشتی؟
+ نه
- رابطه جنسی که خودت نخوای یا تجاوز پیش اومده تا حالا؟
+ نه اصلا.
- صورتت لیزر کردی؟؟ معلومه خیلی مو نداشته صورتت
+ نه هنوز
- چقدر تمیزه، بدن چی؟‌ + نه
- دستت موهاش رو شیو کردی؟ + آره
- کلا کم موعه بدنت
- پدرمادر در جریان کارایی که میکنی هستن؟ نظرشون چیه؟
+ آره ولی اینطورن که تا قبل مجوز کلا قبول نداریم وقتی مجوز بگیری به اون استناد میکنیم
+ قبلا اینطور بودن که هرجور شده مخل مسیر میشیم و نمیزاریم ولی الان اینطورن که صرفا کاریت نداریم
- تو الان با بیمه پذیرش شدی یا بدون بیمه؟ + با بیمه
- تو سوالی از من نداری؟
- چطور میتونید کمکم کنید؟ + چجور کمکی؟
+ تو همین مسیر، با خودم گفتم خب جز دکترم کی میتونه کمکم کنه، من نه ترنس بودنم دست خودم بوده نه خانوادم دست خودم بوده
+ میخواستم بهم کمک کنید توی همین مسیر، مثلا اینکه چیکار میتونم بکنم که خانواده همراه بشن یا مثلا اگه همراه نشدن مشکلی واسه من پیش نیاد، من به مشکل نخورم، کارم پیش بره.
- حالا یه جلسه میگیم یکی از خانواده بیان ازشون شرح حال بگیریم، بیشتر سوال میخوام بپرسم ولی حالا شاید یکم توضیح بدم همراه شدن
+ آخه جلسه پیشم گفتم، یا نمیان یا اگه بیان دروغ میگن
+ منطقشون اینه که خب ما سنگ میندازیم اگه دکتر خوبی باشه خودش میفهمه
- اشکال نداره، حالا بزار بیان، مام راهایی داریم که خودمون متوجه بشیم
- دیگه سوالی نداری؟ + چرا یه سوال.. - جانم عزیزم؟
+ نتیجه تست MMPI ام چی شد؟ دوست دارم خودمم نتیجشو بدونم
- ثبت نشده ولی هنوز نیومده، بیاد فرصت کنم بهت میگم
- قربونت، مواظب خودتم باش، خوشحال شدم صحبت کردیم.

تاریخ: سه‌شنبه ۲۳ تیر

گوشواره طلایی حلقه ای گوشم بود، موها معمولی و کمی پف کرده، لاک بنفش زده بودم، یه شلوار بگ آبی و یک شومیز مشکی زنونه پوشیده بودم و شال بنفش سرم بود. جوراب صورتی و کفش پارچه ای مشکی داشتم (دخترونه نیست) و صورت و بدنم شیو بود. اکسسوری هام همراهم بود ولی یادم رفته بود استفاده کنم، یه کیف برزنتی یاسی زنونه دوشم بود. میکاپ خط چشم ساده مشکی و تینت صورتی مایل به قرمز زده بودم. یه عطر شیرین خنک ملو دخترونه هم زده بودم.

- خوشگل شدی :)
+ مرسی :))
- کرم زدی به صورتت؟ + نه
- عه نزدی؟ پوستت چه خوبه

- حال روحیت چطوره؟
+ نگرانم
- نگرانه چی؟
+ مسیر، هرجور شده به اون هدفه میرسم ولی بیشتر نگران مسیرم

- یسری مفاهیم هست که تو این مسیری که انجام میدی باید بلد باشی
- مثلا به من بگو جنسیت بیولوژیک یعنی چی؟
+ یعنی جنسیتی که با توجه به کرموزوم و اندام جنسی طرف بدو تولد به طرف نسبت داده میشه.
- اینارو قبلا بهت گفته بودم؟
+ نه صحبت نکرده بودیم
- جنسیت بیولوژیک تو چیه؟ + مذکر :(
- هویت جنسی چیه؟
+ اون کرکتر جنسی و شخصیت و رفتاری که یه نفر پرزنت میکنه.
- هویت جنسی تو چیه؟ + یه خانم :)
- گرایش چیه؟
+ اون حس جنسی و عاطفی که یه فرد به ینفر دیگه پیدا میکنه...
- به چند دسته کلی تقسیم میشه؟
+ همجنسگرایی یا هموسکشوال و استریت، دگرجنسگرایی یا هتروسکشوال و گی و لزبین و هردوجنسگرایی یا بایسکشوالیتی
- (دوباره حرف خودمو تکرار کرد)
- گرایش تو چیه؟
+ استریت، به عنوان یه خانم، به جنس مخالف خودم یعنی آقایون حس دارم.
- خوبه، نقش جنسیتی چیه؟
- نقشی عه که ما به بقیه نشون میدیم، میتونه فارغ از هویت و بیولوژیک جنسی باشه، مثلا تو کلا الان نقش جنسیتی یک زن رو داری، رفتارت مثل یه زنه، ظاهرت زنانس، میکاپ کردی اینجا نشستی و غیره ولی فرض کن بخوای یه گواهینامه بگیری مجبوری لباس و تیپ پسرونه بزنی و رفتار مردانه از خودت بروز بدی که گواهینامتو بگیری. یا مثلا خود من نقش جنسیتی یک مرد رو دارم.
- حالا به من بگو از کجا مطمئنی همجنسگرا نیستی؟
+ از اونجایی که من توی خودشناسی هرجا به خودم شک میکنم شروع میکنم به مقایسه کردن تا تفاوت هارو بفهمم، مثلا یه فرد همجنسگرا صرفا به همجنس خودش حس داره، این نارضایی از اندام و پوشش و جنسیت بیولوژیک خودش رو نداره، من وقتی خودمو چه با آقایون همجنسگرا چه لزبین ها مقایسه میکنم به جد خب میتونم این تفاوت رو ببینم.
- تو رشتت چی بود؟ چی میخوندی؟
+ مهندسی کامیپوتر، ریاضی، برنامه نویسی
- خیلی آگاهیت خوبه، خوشم اومد، معلومه مطالعه کردی
- مصممی ادامه بدی این مسیر رو؟
+ قطعا، هربار که به شک میوفتم و اون شک برطرف میشه مصمم تر از قبل میشم
- آزمایشاتو انجام دادی؟ هورمون و کرموزوم و اینا...
+ آره همون جلسه اول آوردم بهتون دادم گذاشتید تو پرونده
- اوکیه پس برو به سلامت مواظب خودتم باش

+ یچیزی میخواستم بهتون نشون بدم، راجب خانواده، من آدمیم که دوست دارم چند بعدی باشم تو زمینه های علمی بیشتر، مثلا دوست دارم اگه رشتم کامپیوتره کنارش راجب هنر و روانشناسی هم مطالعه کنم.
+ حسی که نسبت به خانواده خودم دارم رو سعی کردم نقاشی کنم و خب خانواده من حوزوین، یعنی نقاشیم توهین به قشر خاصی نیست، دوست داشتم صرفا نشون بدم، اگه میشه تو پرونده نزارید
- نقاشی خودته؟ باریکلا
+ آره با GIMP کشیدم.
- مگه مخالفن؟
+ اممم، اینطورن که فکر میکنن اگه همراهی کنن باعث و دلیل این موضوعن برای همین آره ولی خب کاریم ندارن ولی خب همراهن نیستن
+ مثلا امروز که اینطور اومدم بیرون خب بهشون گفتم!
- خیلی قشنگه.. نقاش خوبی میشی! + مرسی :)

me

- جلسه بعد نه ولی جلسه بعدش با یکی از والدینت بیا
+ امیدوارم
- بیان خیلی کمکت میکنه، نیاز هست که شرح حال والدین رو ما داشته باشیم. حالا پدر یا مادر هرکدوم راحت تری
+ خیلی بد رفتاری میکنن، یعنی اینطورن که نباشن و بگین همکاری نکردن خیلی بهتره.
- خب بعد به ضررت میشه چون تو پروندت این ذکر میشه و کمکت نمیکنه، حالا اگه مادرت نرم تره میتونی بگی اون بیاد
+ جدای از این یچیزی که مضطربم میکنه اینه که وقتی خانواده هستن من نمیتونم صحبت کنم
- نگران نباش تنها باهاشون صحبت میکنم خب
+ من از همون جلسه اولی که اومدم باهاشون صحبت کردم و گفتم که حدقل یه جلسه نیازه همراهم بیان و خب دیدم که رفتار خیلی بدی داشتن
+ بقیه خانواده ها اینطورن که یا راضین و میان یا ناراضین و نمیان
+ اینا اگه نگم و نیان میگن که اوکی خودت هرغلطی میخوای بکن، ولی اگه بیان دعوا راه میندازن و تا مدت ها ممکنه دوباره باهام لج باشن..
- ببین یه ارزیابی بکن، اگه تونستی مادرتو بیاری واسه روندت کمک کنندست، ولی خب میبینی نمیشه و دعوا میشه و فلان خب ما مینویسیم نیومدن ولی در نهایت بهتره ما ییه شرح حال ازشون داشته باشیم
+ اگه بیان و چیز نامربوط یا به دروغ تضاد بگن چی؟
- فرقی نمیکنه، بالاخره یه کلیتی دست آدم میاد، نیان که بدتره پرونده معلق میمونه، خب در نهایت که تو کمیسیون و دادگاه قطعا میخوانشون، میان اونجا میگن که بدتر میشه، راه فراری هم ازش نیست
+ طرف مستقل باشه خانواده رو نمیخوان
- چرا میخوان، قاضی و پزشکی قانونی تایید نمیکنن
- اشتباه میکنی، بزار در جریان قرار بگیرن، جنگ و دعواهاشونو الان بکنن تا برسه به اون زمان
+ در جریان هستن
- نه یعنی الان بیان، ببینن حرفاشو درست‌تر بگه تا همشو موکول کنی به اون زمان. اینجوری آسیب میبینی. ما طبق تجربه داریم بهت میگیم
+ من صحبتم سر اینه که شما میخواید ازشون ارزشیابی کنید، خب اونا که نمیخوان اطلاعات درستی بدن
- میدونم، میدونم، ولی خب یه کلیتی دست آدم میاد، اگه نیان و نگن پروندت معلق میمونه
- و در نهایت که قاضی و کمیسیون صد درصد میخوانشون، اونجا رو میخوای چیکار کنی
+ امیدوارم، حالا اومدن اومدن...

خداحافظی کردیم و رفتم.

تاریخ: یکشنبه ۲۵ مرداد

گوشواره نقره ای آویزی با آونگ های نگین دار گوشم بود، موهام کمی پف کرده بود، لاک یاسی زده بودم، یه شلوار جین آبی و یک شومیز جلوباز سفید با تیشرت طوسی زنونه پوشیده بودم و شال مشکی نخی دور گردنم بود. جوراب طوسی و کفش مشکی اسپورت داشتم. یه النگو طلایی با طرح پاپیون و یه رینگ با نگین شیشه ای قلب بنفش دست چپم بود، یه کیف برزنتی یاسی زنونه هم دوشم بود. میکاپ فقط یه خط چشم ساده و ریمل و یه بالم رنگی توت فرنگی زده بودم.

- حال روحیت خوبه؟
+ بد نیستم
- جلسه بعدی قرار بود با یکی از والدینت بیای
+ آره، تلاشمو میکنم حتما بیان..
- مصممی این مسیر رو ادامه بدی؟
+ قطعا
- آرایش کردی الان؟
+ الان فقط خط چشم، با سرمه و خط چشم خیلی ارتباط بیشتری میگیرم تا بقیه لوازم آرایشی
- بهم بگو که اگه بخوای بگی بیشتر از همه از چه اندامی از بدنت مشکل داری اول از همه چیو میگی؟
+ اول از همه پایین تنه، اندام جنسی
- آلت مردانه و بیضه؟ + آره...
- بعد از این چی؟
+ بعد از این تو جسمم فکر نمیکنم جز اون با چیزی مشکل داشته باشم، یعنی اگه چیز دیگه ای بود تو مسیر خودشناسی حل شد، مثلا شاید با قدم مشکل داشتم و یسری چیزای دیگه...
+ ولی اگه بخوام حتما جواب بدم و اولویت بندی کنم اول این و بعد اینکه صورتم مو در میاره..، بقیه چیزا تا جایی که به ذهنم میرسه حل شده
- موهای بدنت رو چیکار کردی و میکنی؟
+ پاهام مو در میاره و شیو میکنم، بدنم کم موعه و کاریش ندارم و دستامم خیلی مو نداره، صورتم رو هم میرم لیزر
- لیزر رفتی یا میخوای بری؟
+ یه جلسه رفتم، جلسه پیش پرسیده بودین گفتم تازه میخوام برم
+ دلم میخواست خیلی زودتر برم. اکثر جاها صورت قبول نمیکردن بدون مجوز. اینجایی که میرم با همون نامه پزشکی قانونی شروع روند قبول کردن.
- چند وقته که لباسات دخترونن؟
+ از موقعی که یادمه همیشه سعی میکردم اسپورت رو به فمن باشه ولی حدودا دو سه ساله سعی کردم بیشترش کنم
+ چون قبل این دو سه سال تو مسیر خودشناسی یه تایمی در تلاش بودم ببینم میتونم چیزی که الان هستم نباشم؟ دیدم که نه فقط دارم بدتر اذیت میشم
+ بعد از اون بیشتر اومدم به این سمت دیدم اینطور با خودم بودن حالم بهتر میشه
- لباس زیرت الان مردونس یا زنونه؟ + زنونه...
- سوتین اینا تا الان استفاده کردی؟ + آره، خیلی زیاد
- الانم داری؟ + آره.. - داری؟! + آره!
- کاری بوده که دوست داشته باشی انجام بدی ولی با خودت گفته باشی اگه برم اونجا بدنم دیده میشه برا همین نرفته باشی انجام نداده باشی؟
+ خیلی استخر دوست دارم... اسمی که انتخاب کردم ماهوره، چیزی که همه صدام میکنن ماهی عه، بخاطر اینکه خیلی شنا دوست داشتم. ولی خب استخر و دریا میتونم برم...
- کلاست تموم شده؟ + آٰره
- سرکار میری؟ + خیلی وقته، از بچگی سرکار میرم...
- کار چی میکنی؟
+ الان؟ متخصص زیرساختم، DevOps Enginier ، زیرشاخه برنامه نویسیه.
- آهاا، کارای کامپیوتری میکنی
- تنها زندگی میکنی؟
+ تنها بودم، یه تایم کوتاهی اومدم پیش خانواده به خاطر اجبار بهزیستی، چون اینجوری بود که خب تو چرا زیر ۱۸ سال تنهایی؟!
و الان فکر کنم بهتون گفته بودم چند وقته پیگیرم دوباره جدا شم..
- خانواده تهرانن یا..؟
+ خانواده تهرانن ولی چون خودم جدا بودم ثنا و اینام همه به خونه خودمه، الان دارم پیگیری میکنم دوباره جدا شم
- شغل پدرت چی بود گفته بودی بهم؟ + استاد دانشگاه و حوزه
- گفته بودی آخونده؟ + ملبس نیست صرفا استاد حوزه‌ست..
- خب بهم بگو که آزمایشای هورمونی دادی؟ + آره همون جلسه اول
- تست MMPI نوشتم واست؟ + جلسه سوم
- تو سوالی از من داری؟ + سوال نه ولی دوست داشتم راجب عملا صحبت کنیم یکم
- اون آخرا صحبت میکنیم + دوست داشتم اونقدر که میدونم توضیح بدم و اگه چیز بیشتری هست یاد بگیرم، حس میکنم به خودشناسیم بیشتر کمک میکنه
- اصلا یه جلسه راجب جراحیا داریم کامل، تا حدی که بلدم، شاید تو از من بیشتر بلد باشی، میبینیم چیکار میشه کرد و عوارض چیاست و اینا...
+ من خیلی ساله که جراحی هارو دنبال میکنم و یچیزی که حس کردم اینه که اکثرا یه تصور خیلی ایده آلی دارن که عموما بهش نمیرسن و این باعث میشه حتی بعد عمل هم اذیت باشن
- اوهوم...
+ من به این نتیجه رسیدم که اولویتم اینه که اول از این اندامی که اذیتم میکنه راحت شم و مدارکمو درست کنم، اینکه حالا خود اون جراحی چطور باشه..
- جراحی شما MTF البته از نظر ظاهری خیلی قشنگ میشه ها.. مثلا یه معیار زیبایی واژن سفید روشن بودنشه که خب برای شما عموما بعد عمل سفید میشه و خب قشنگ میشه ظاهرش ولی مجرای داخلیش مشکلاتی داره و دیلاتاسیون نیاز داره و...
- از لحاظ کارکرد منظورم بود. + آها آره
+ من چیزی که بیشتر مدنظر خودم بود و با دکتر سدیدی و آخوندی مشورت کردم.. اینه که جراحیمو سه قسمت کنم.
مرحله اول اینکه به محض مجوز گرفتن برم آرکیکتومی و تخلیه کنم برای اینکه میخوام هورمون تراپی کنم تاثیر بهتری بگیرم
وقتی که حالا هزینش اوکی شد برم متود Zero-depth عمل کنم. بدون عمق، کل تمرکز رو بزارن روی ظاهر و مجرای داخلی نباشه
در نهایت هم وقتی بهش نیاز بود مثلا وقتی خواستم ازدواج کنم برم ترمیمی عمل کنم با پرده صفاق، چون تمام مزیت های جراحی پوستی و روده ای رو داره و عوارض به شدت اونها نداره...
+ بنظرم الان این بهترین حالته برای من...
- کاملا منطقیه، عاقلانس. کار خوبی میکنی، فشار زیادی نمیاد بهت
+ آره، هرجیزی تو زمان خودش اتفاق میوفته اینجوری و این بنظرم بهتره تاثیرش
- تا الان رابطه با پسر داشتی؟
+ نه، شده از کسی خوشم بیاد ولی خب جدی نشده رابطه هم نداشتم
- سوال دیگه ای داری ازم؟
+ قرار بود نتیجه تست MMPI مو بهم بگید
+ احتمالا کارای خونم تا دو سه ماه دیگه تموم شه
- نه نیومده هنوز جوابش، جلسات بعدی هروقت اومدی بهم یادآوری کن + چشم
- برو به سلامت

تاریخ: یکشنبه ۲۲ شهریور

گوشواره حلقه ای بزرگ طلایی گوشم بود، موهام کرلی کرده بودم فر هاش مرتب تر بود از جلسات قبل، لاک کرمی زده بودم، یه شلوار جین آبی ساده و یه تیشرت لانگ مشکی دخترونه پوشیده بودم و یه شال مشکی کتان تو کیفم (مشخص) بود. جوراب طوسی طرح برجسته دخترونه و یه کفش مشکی اسپورت داشتم. یه دستبند سنگی و یه رینگ با نگین صورتی طرح الماس دست چپم بود، یه کیف برزنتی مشکی زنونه هم دوشم بود. میکاپ فقط یه خط لیپ گلس و ریمل زده بودم.

دوستم مریم هم همراهم بود، تو سالن انتظار نشسته بودیم تا نوبتم شه سرشو گذاشته بود رو شونم خوابیده بود :)
خیلی شبیه خودمه برا همین همه فکر میکردن خواهر بزرگترمه :))))

رفتم داخل مطب.

- امروز حالت چطوره؟ + ممنون
- کی رو آوردی همرات؟ + نیومدن 🙂
- الان با یه نفر بودی، اون کی بود؟
+ دوستمه
- دوسته یا پارتنر؟
+ دوستمهه!!! دانشگاهش همین بغل بود، گفتم میام تهران برم دکتر باهام میای گفت آره
- یعنی دوسته فارغ از جنسیت؟ + آره
- خانواده نیومدن. نه؟ چیه نظرشون؟
+ آدمایین که وقتی کاریشون نداشته باشی میگن هرکاری خودت میکنی اوکیه، ولی وقتی دخیلشون کنی کلا سعی میکنن خرابکاری کنن دعوا و پرخاش کنن...
+ جلسه پیش یه سوالی پرسیده بودین که چه چیزی هست که ربطی به این مسئله نداره ولی بخاطر شرایطم نتونستم تجربه کنم، گفته بودم استخر. بعد، بعد اون جلسه رفتم یه سانس بانوان استخر رو فول تایم تنهایی یکجا کامل اجاره کردم رفتم.
- رفتی، کسی شک نکرد؟ نفهمیدن ترنسی؟
+ نه :)
+ کسی نفهمید، توی خود سالن استخر هم که خودم تنها بودم
- چند وقته دوستی با این دوستت؟
+ خیلی وقت نیست، چند ماهیه
- کجا و چجوری آشنا شدین؟
+ متخصص ژنتیکه، داشت راجب ترنسا تحقیق میکرد
- پزشکن یا...؟ + داره میخونه
- نظرش چیه درموردت؟
+ نظر خاصی نداره، صرفا دوست داشت اینجا رو ببینه
- تا حالا مشکل جسمی داشتی؟ + خیلی - چی؟
+ یه تایمی Hyperlaxity داشتم، شلی مفاصله در حدی که تحت فشار راحت مفاصل در میرفت
+ مدارک پزشکیشو دارم اگه نیاز دارید بیارم - نه نه نیاز نیستش
+ پاهام انحراف داره، بابت اون باید حتما از بیمارستان پامو اسکن کنن هربار برام کفش پرینت کنن که خب یکم بابتش اذیتم و ظاهر این کفشاشون رو هم دوست ندارم
- کجای پاهات؟ ساق؟ قوزک؟ + مچ
- گفتی زیاد مشکل دارم که همین دوتا گفتی فقط
+ بقیه مشکلات خوب شدن، این دوتا رو هنوز درگیرم فقط
(مشکل تنفسیم و مشکل قلبیم عمدا نگفتم)
+ چند وقت پیش یه روز انقدر از سمت خانواده خیلی تحت فشار بودم و دیگه قلبم تیر میکشید، دست چپم عصب اولنرش بعد از اون سر شده...
- عصب اولنار؟ هنوز هم سر عه؟ ازمایش و عکس گردن دادی؟
+ اسکن گردن و دست چپ دادم، نوار قلب دادم، ۵ مهر هم وقت نوار عصب دارم
- مشکل کلیوی تا الان نداشتی؟ + نه
- کبدی؟ + نه
- ریوی؟ + نه
- تیروئید؟ + نه
- سابقه تشنج؟ + نه
- فشار؟ چربی؟ + نه
- قند؟ + نه
- تا حالا جراحی انجام دادی؟ + نه
- مشکل پوستی یا هورمونی هیچ موقع داشتی؟ + نه
- هورمون زنانه تا الان استفاده کردی؟
+ آره، نسخشو داده بودم گذاشتین تو پرونده
- نه راحت باش بگو بهم
- چند سال؟
+ به سال نمیرسهه - چند ماه؟
+ سه چهار ماه شاید
+ بعدش دکتر اکبری گفت میای اینجا دیگه استفاده نکن
- عارضه ای نداشت واست هورمون زنانه
+ نه، صرفا خب حالم اون تایم بهتر بود
- آمم، خب آزمایشات که xy عه هورمونم که عادی بود تست mmpi هم که دادی...
+ آزمایش MMPI ام قرار بود نتیجشو بگین
- نیومده هنوز، چیزی ثبت نشده رو سیستم
- دوستتم بگو بیاد
(رفتم مریم صدا زدم اومد)
- رشتتون چیه؟ چه مقطع تحصیلی؟
مریم: ژنتیک و بیوتکنولوژی، کارشناسی
- چند وقته باهم دیگه دوستین؟
مریم: کمتر از یه سال، ۶ ۷ ماه..
- چه حسی از ایشون میگیری شما که دوستین باهم دیگه؟
مریم: حس خوب و امن بودن
- چه تفاوتی با پسر ها از ارتباط با ایشون تجربه کردین؟
مریم: اولا که روحیاتش، اون لطفاتی که داره، اون مهربونی و نگرانی و ظرافتی که من فقط تو باقی دوستای دخترم میبینم، اون احساس امن بودن و وایب خوبی که دخترا با دخترا دارن :)
- بنظرت با بقیه دخترا چه تفاوتی داره از نظر شخصیتی؟
مریم: نه حقیقتا، آدم با آدم خیلی فرق داره ولی اگه کلی بخوای تو یه قالب بزاری که ببینی فرقی با بقیه دخترا داره یا نه خب من فرق زیادی حس نکردم
دوما که من بخاطر یسری فوبیا و تروماهایی که خودم داشتم کلا ناخواسته با قشر آقایون خیلی بد ارتباط میگیرم و راحت نیستم ولی با ماهی خیلی سریع و راحت تونستم صمیمی شم و خب این یعنی فرقی با باقی دخترا نداره واسم
- ژنتیک خوندین، سوالی چیزی راجب این زمینه ها دارید؟ من بپرسم شما بپرسین
مریم: نه راستش چون چند وقته فیلدم عوض شده و اون تایمی هم که تحقیق میکردم خیلی با ماهی حرف زدم و تمام سوالام بر طرف شد.
- مرسی که توضیح دادین، کمک کننده بود، امیدوارم خودت و دوستت موفق باشین.
+ من یچیزی میخواستم این جلسه بگم بهتون
+ گفته بودم پیگیرم که دوباره جدا شم، چند وقته جدی تر شدش و اینو میخواستم بگم، این چند وقتیم که به اجبار بهزیستی پیش خانوادم پول قبض و خرج خونه من دارم میدم و ازم میگیرن، یعنی اونقدر فرقی چندانی نمیکنه از نظر مالی
- عجب.. حق داری دیگه
- ولی خب دوستای خوبی داری و این خوش شانسیه
- میتونن جایگزین خیلی چیزا جای خانواده کنارت باشنن چون خب مسیر سختیه که اگه آدم بخواد تنها باشه...